روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

مهام

یادم نمیره شبایی که بیرون خونه میون حجوم پشه ها و گرمای هوا مینشستی تا از نت همسایه کانکت شی و ... یادت نمیمونه  )نمیفهمی) با چه بدبختی این آیدیو با وی پی ان و رفرش چند ثانیه ای روشن نگه میدارم که بی توجهیاتو ببینم!

 که فقط تمام روز واسه نبودنت بغض نداشته باشم چون انقد به فکر آدمای جدید و کارای جدیدی که دیگه منو نمی بینی ... و من احمق مثل همیشه سکوت میکنم و سکوت

منتظر دیدن یه ذره از اون آدمی که میشناختم و دیگه نمی بینمش

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد