روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

شدیم دو تا دوست معمولی

به طرز باور نکردنی دور و دور از دسترس شدی

نمیخام رفیق تحلیل سیاسیم باشی

میخام از دلم بگم

از دلتنگیم 

میخام قربون صدقه بشنوم

اون نقاب اخمو رو از چهره ات بردار

من همونیم که تمام دیروز و واسه رسیدن این ساعت ئ با تو بودن لحظه شماری کردم

بفهم لعنتی :)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد