روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

 

هیچوقت کسیو نداشتم واسم کارای خاص بکنه

یه کار هیجان انگیز واسه ابراز علاقه

واقعیت اینه که اصن کسیو نداشتم بهم ابراز علاقه کنه!

ته تهش یکی غیرمستقیم ازم تعریف کرده! همین!

چن سال پیش طی اشتباهی که سه سال طول کشید حس میکردم دارم عشقو تجربه میکنم اما بعد کاشف به عمل اومد عاشقانه ترین لحظاتم "الهه" ی بوده و من نبودم :)

واسه اونروز هیچوقت نمی بخشمت

و البته برای خیلی روزای خوبی که میتونست باشه و زهرش کردی 

روزایی که فک میکردم حقیقیه و بعد فهمیدم دروغه... مثل کل وجودت که دروغ بود :)

 

موجود دوس داشتنی و قابل تعریفی بودم که تنها مونده همیشه...

 

راستش این حرکت رومانتیک امین شاید حسادتمو برانگیخت

چرا من هیچوقت از این چیزا تو زندگیم نداشتم :|

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد