روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

پای هر خداحافظی محکم باش ...

کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند
و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند ...

کم کم یاد می گیری
که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند
اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی
تا برایت گل بیاورد ...
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد می گیری که خیلی می ارزی ...


خورخه بورخس

 

 

خیلی قشنگه این متن

خیلی بیشتر از حد تصور

کلمه به کلمه شو الان با گوشت و پوست و جونم حس می کنم 

 

که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند، اگر زیاد آفتاب بگیری

...

 یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

 که محکم باشی پای هر خداحافظی

 یاد می گیری که خیلی می ارزی ...

  

دلم بیش از حد تصور تنگت شده فسقلی

اما تصور تنفر تو روحمو آتیش میزنه

_________

 باید محکم باشم پای این خداحافظی...  :)


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد