روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

روزمرگی های من

می نویسم که فراموش نکنم امروزم چطوری سپری شد... شاید فردا دلیلی برای لبخند باشد

صلحی کن و بازآی که خرابم ز عتابت ...


وقتی همه دنیا دست رد به سینه ام زدن


خرابتر از همیشها م


خرااااااااااااااب



تو گفتی که هرگز نمیای ! و فسقلیمم یهو یادش اومد باید منطقی باشه! این دوستی به ضررمه!


خداجون عیدی ازت یه خواب ابدی پر از آرامش میخام و بس :)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد